از قصه‌های اسطوره‌ای: مردی شکارچی در جنگلی انبوه به جستجوی شکار بود، به کنار رودخانه‌ای بزرگ می‌رسد، آنسوی رودخانه زن زیبایی تک و تنها در جنگل قدم می‌زد و آواز می‌خواند، مرد شکارچی چنان پنداشت که زن به سوی او دست تکان می‌دهد و با سرودن نغمه‌های خوش‌آهنگ و عاشقانه مرد را به سوی خود می‌خواند که:

آی مرد تنها در سكوت مغرب، من تو را می‌جویم، بیا، بیا، بیا، که تو را می‌خواهم، بیا، بیا، تو را در‌آغوش خواهم كشید.

مردِ تنها، لباس از تن بیرون می‌کند، شناكنان تا آن سوی رود می‌رود؛ به نزدیک زن می‌رسد، زنِ زیبای آوازخوان ناگهان به صورت جُغد در می‌آید، پرواز می‌کند و خنده‌های تحقیر آمیز سر می‌دهد.

مرد شکارچی عزم بازگشت به جای اول خود می‌کند تا لباس خود را بپوشد و راه خود را پیش‌گیرد. اما هنگام عبور از رودخانه در جریان تند آب غرق می‌شود.

برگرفته از كتاب انسان و سمبولهایش، با اندکی تصرف 

 

تاسیس این سایت در اردیبهشت 1382 بود، به دلایلی چندین بار ویران شد و از نو بازسازی شده است و همچنین به دلیل فیلترینگ تغییراتی جزئی در دامنه‌ی قبلی انجام گرفته و اکنون با دامنه ali-tahmasbi.com و ali-tahmasbi.name قابل دست‌رسی است اگر چه دامنه ali-tahmasbi.name هم فیلتر شده است. آخرین باز سازی در فروردین1404 انجام گرفت